مأمور الهی
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢   کلمات کلیدی: مأمور الهی ،خاطرات شهید ،دفاع مقدس ،هفته بسیج

یک‌بار بچه‌ها در منطقه‌ی جنوب ، پس از چند روز سعی و تلاش خیلی خسته می‌شوند ، ولی حتی یک شهید هم پیدا نمی‌کنند. سپس با خلوص نیت به حضرت زهرا (س) متوسل می‌شوند و سینه می‌زنند . فردای همان شب ، دوباره به جست ‌وجو ادامه می‌دهند ، ولی باز هم چیزی نمی‌یابند.

در موقع استراحت ، بچه‌ها متوجه ماری می‌شوند که در یک نقطه‌ای ، مثل این‌که آن‌جا را طواف می‌کند و بچه‌ها به‌طرف این مار حرکت می‌کنند ، مار در آن محل به داخل سوراخی می‌خزد . وقتی بچه‌ها سر این سوراخ را باز می‌کنند ، پیکر شهیدی نمایان می‌شود .

نگو که این مار ، یک مأمور الهی بوده است ، برای کشف این محل . بعد هم نشانه‌ی یک شهید دیگر پیدا می‌شود و بعد هم ... بدین ترتیب جنازه‌ی هفت نفر شهید در آن‌ جا پیدا می‌شود . این موفقیت نتیجه‌ی توسلات شب گذشته بود .

منبع :کتاب کرامات شهدا جلد 1 صفحه ی 122

راوی : حاج رحیم صارمی مسئول تفحص لشکر 31 عاشورا