با که گویم
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۸   کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،شعر ،شعر بسیج

با که گویم خاطرات سالهای پیش را

لحظه های دود و آهن ٬آتش و تشویش را

با که گویم میرود مردی به میدانهای مین

تا ببخشاید به آتش٬پاره های خویش را

با کدامین باغ گلها٬در میان باید نهاد

داستان لاله های سرخ سبز اندیش را

یک نفر میگفت ٬می آیی ز سمت آسمان

می بری با یک نگاهت سایه تشویش را

این غزل - از چشمهایت - گرچه ناقابل بگو!

می پذیری برگ سبزی تحفه ی درویش را


 
اربعین حسینی تسلیت باد
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤   کلمات کلیدی: اربعین حسینی ،شعر

پیش ازآنی که عزادار محرم باشی

سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی

خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین

گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

شادی هر  دو جهانت بخدا تأمین است

گر در این ماه عزا همسفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است براین زخم تو مرهم باشی


 
عید قربان مبارک باد
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٦   کلمات کلیدی: عید قربان ،شعر

ای تو جان نوبهاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

ای تو شور آبشاران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

ای شراب آسمانی، ای طلوع مهربانی

با تو شد خورشید خندان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

ای که نامت گشته ذکر هر دم جان و روانم

ای شفای درد پنهان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

آمدی چون ماه تازه، تیغ بر کف، خنده بر لب

آمدی ای عید قربان! خوش رسیدی، خوش رسیدی!

آمدی چون سیلْ جوشان ، بی‌خبر، ناگه، خروشان

تا کنی این خانه ویران، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

خانه‌ی عقل زبون را، عقل سرد تیره‌گون را

کرده‌ای با خاک یکسان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!

شعر می‌جوشد ز من، پیوسته هر شب، هر سحرگه

از تو شد این چشمه جوشان، خوش رسیدی، خوش رسیدی!


 
شهادت مولا علی (ع) تسلیت باد
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠   کلمات کلیدی: امام علی ،شعر ،شب قدر

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

غمخوار دردمندان امشب شهید گردید

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

شعر از : حمید سبزواری


 
غزلی ازمرحوم فیض کاشانی به مناسبت نیمۀ شعبان
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٦   کلمات کلیدی: فیض کاشانی ،شعر ،نیمه شعبان

صبا اگر گذرى افتدت به کشور دوست

بیار سوى محبان پیامى از در دوست

وگر  چنان که در آن حضرتت نباشد یار

براى دیده بیاور غبارى از در دوست

غبار درگه او توتیاى دیده کنیم

بدین وسیله ببینیم سوى منظر دوست

بسوختیم ز هجران شراب وصل بیار

که آب دوست نشاند شرار آذر دوست

من گدا و تمناى وصل او هیهات

مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست‏

اگرچه دوست به چیزى نمى‏خرد ما را

به عالمى نفروشیم موئى از سر دوست

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

که هست فیض ثناخوان کمینه چاکر دوست

برا امام که بنیاد عمر بر باد است

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است

غلام همت آنم که جز محبت تو

ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

شنیده‏اید که در حق دوستان على

سروش هاتف غیبم چه مژده‏ها داد است

که اى ولىّ ولىّ خدا و عترت او

نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است‏

تو را ز کنگره عرش مى‏زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتاد است

حکایتى کنمت بشنو و شناسا شو

که این حدیث ز پیر شریعتم یاد است:

مجو طهارت مولد ز دشمنان على

که حمل مادر این قوم از دو داماد است!

یکى پدر دگر ابلیس هر دو کرده دخول

از اختلاط دو آب آن عدوى من زاد است

به پاى خود به جهنم رود عدو تو مگوى

که بر من و تو درِ اختیار نگشاد است

حسد چه مى‏برى اى دشمن على بر فیض

ولاى آل نبى روزى خداداد است

به علم آل نبى هر کسى که ره دانست

درِ دگر زدن اندیشه تبه دانست‏

بر آستانه ایشان هر آن که راهى یافت

به روى ارض ملک را قرارگه دانست‏

درِ مدینه علم رسول هر که شناخت

به گنجهاى حقایق تمام ره دانست

نیافت افسر حُبّ على مگر آن کس

که سرفرازى عالم در این کُلَه دانست

وراى دوستى خاندان ز ما مطلب

که شیخ مذهب ما غیر از این، گنه دانست

دلم ز اهل نفاق و صحابه شد بیزار

چرا که شیوه این قوم دل سیه دانست

تو پادشاه زمانى و من گداى درت

خوش آن گدا که درِ چون تو پادشه دانست

جز آستان امامم دگر پناهى نیست

سر مرا به جز این در حواله‏گاهى نیست

چرا ز درگه آل نبى بتابم روى

از این بهم به جهان هیچ رو و و راهى نیست

مدار جهل به ایشان هر آنچه خواهى کن

که در شریعت ما زین بتر گناهى نیست

امام گر نبود در زمانه خرمن عمر

بگو بسوز که بر من به برگ کاهى نیست

عنان بکش چو برون آئى اى امام زمان

که نیست بر سر راهى که دادخواهى نیست

چنین که از همه سو فیض فتنه مى‏بینى

به از حمایت لطفش مرا پناهى نیست


 
پیامک ارتحال امام خمینی (ره)
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢   کلمات کلیدی: امام خمینی ،پیامک ارتحال امام خمینی (ره) ،شعر

ناگاه با عروج تو چون روبرو شدیم

در انزوای تلخ غریبی فرو شدیم

دنبال تو تمام زمان را ورق زدیم

با دستهای خالی خود روبرو شدیم

.................................

با یاد تو ای امام، کاری داریم

 گهگاه، شب جمعه، بهشت زهرا

با تربت پاک تو، قراری داریم

.................................

او امام عاشقی‏های من است

پیشگام عاشقی‏های من است

او زِ هَر بندی رهامان کرد و رفت

با خداوند آشنامان کرد و رفت

رحلت آن پیر فرزانه تسلیت باد


 
پشتیبانی از ولایت
ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٥   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،شعر ،امام خامنه ای

طعنه و خنده به اشعار و شعارم بزنید

تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید

در حفاظت ز امیرم حضرت خامنه ای

میشوم میثم تمار به دارم بزنید


 
فروغ مهر خدا
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠   کلمات کلیدی: شعر ،فروغ مهر خدا ،شهریار ،بسیج

بسیج آینه شور و عشق و ایمان است
    بسیج قبله آرمان هر مسلمان است
    بسیجیان ز تبار نجیب خورشیدند
    که نور عشق ز رخسارشان نمایان است
    فروغ مهر خدا در نگاهشان جاری است
    که از تجلی عشق و شکوه ایمان است
    یلان عرصه هیجا و زاهدان شب اند
    نگاه گرم بسیجی به سوی یزدان است
    به کار و کوشش و آئین پاک خودسازی
    نماد عزت و آزادگی انسان است
    به دستگیری درماندگان و محرومان
    نوای روح نواز امید و احسان است
    به پاسداری دین خدا و خاک وطن
    نهاده جان به کف از بهر حفظ ایران است
    به عزم و همتشان کوه مانده در حیرت
    به پایمردیشان عقل مات و حیران است
    از آن به راه شهیدان قدم نهاده ز شوق
    که مشعل رهشان پرتو شهیدان است
  شعری از استاد شهریار


 
امام خمینی (ره) یه شعر میگن و آیت الله خامنه ای هم جواب ایشون رو با کلام شعر میگ
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٦   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،خامنه ای ،امام خمینی ،شعر

رهبر معظم انقلاب:
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم
مقام معظم رهبری:
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی


 
یاد باد
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠   کلمات کلیدی: یاد باد ،شعر ،حافظ

 روز  وصل    دوستداران   یاد   باد

 یاد  باد  آن  روزگاران  یاد  باد

کامم از تلخى غم  چون  زهر  گشت

بانگ نوش شاد خواران یاد باد

گر چه   یاران   فارغند از  یاد   من

از من ایشان  را هزاران یاد باد

مبتلا     گشتم    درین   بند  و  بلا

کوشش آن  حق گزاران  یاد باد

گرچه صد رود است در چشمم مدام

زنده  رود و باغ کاران یاد  باد

راز  حافظ   بعد ازین   ناگفته  ماند

اى دریغ  از راز داران  یاد  باد

شعر از  :  حافظ


 
شعری از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،خامنه ای ،خورشید من برآی ،شعر

خورشید من برآی

دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوا ی از قفس پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان
بانگ جرس به شوق به منزل رسیده است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکرگریبان دریدن است

شامم سیه تراست زگیسوی سرکشت
خورشیدمن برآی که وقت دمیدن است

بوی توای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضورتو
هر گل دراین چمن که سزاواردیدن
است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیم غصه ی دل من ناشنیدن است

آن راکه لب به دام هوس گشت آشنا
روزی امین سزا لب حسرت گزیدن است


 
شعر وفاداری
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۱   کلمات کلیدی: امام خمینی ،مقام معظم رهبری ،خامنه ای ،شعر

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم

در ره عشق جگردارتر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی(ره) به سر می افتد

دور سید علی خامنه ای می گردیم


 
یاران خراسانی
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٧   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،خامنه ای ،شعر ،امام رضا

شعری از مقام معظم رهبری

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش

چون آینه خو کرده به ویرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان زگران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند امین، بسته دنیا نیم اما

دلبسته یاران خراسانی خویشم


 
بسیج ای دست و بازوی ولایت
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥   کلمات کلیدی: بسیجی ،آغاسی ،شعر ،ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیج ای دست و بازوی ولایت

خط سرخ عزل تا بی نهایت

تورا نشناختن حق ناشناسیست

تعارض با تو کفر وناسپاسیست

بسیجی سست و بی حال است آیا

زبان غیرتش لال است آیا

بسیجی از چه رو خاموش ماندی

زبان بستی سراپا گوش ماندی

نمی بینی مگر دجاله هارا

سرود شوم نفی لاله ها را

ببین نشخوار صبح وشامشان را

طنین طعنه و دشنامشان را

علی را بی عدالت نام دادند

ولایت را وکالت نام دادند

به سر اندیشه هایی خام دارند

ولی داعییه اسلام دارند

کدام اسلام اسلامی که مرده ست

سرتسلیم بر شیطان سپرده ست

بسیجی سست و بی حال است آیا

زبان غیرتش لال است آیا

بسیجی تابع اسلام ناب است

لقایش تیغ سرخ آفتاب است

کدام اسلام اسلام حسینی

که جاری شد زلبهای خمینی

نگه کن بلبلان این چمن را

بلوچ وترک و ترکمن را

بسیجی شیعه و سنی ندارد

به فرمان ولی سر می گذارد

خمینی گفت سر گردان نباشید

اسیر دست نامردان نباشید