با که گویم
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۸   کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،شعر ،شعر بسیج

با که گویم خاطرات سالهای پیش را

لحظه های دود و آهن ٬آتش و تشویش را

با که گویم میرود مردی به میدانهای مین

تا ببخشاید به آتش٬پاره های خویش را

با کدامین باغ گلها٬در میان باید نهاد

داستان لاله های سرخ سبز اندیش را

یک نفر میگفت ٬می آیی ز سمت آسمان

می بری با یک نگاهت سایه تشویش را

این غزل - از چشمهایت - گرچه ناقابل بگو!

می پذیری برگ سبزی تحفه ی درویش را


 
مأمور الهی
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢   کلمات کلیدی: مأمور الهی ،خاطرات شهید ،دفاع مقدس ،هفته بسیج

یک‌بار بچه‌ها در منطقه‌ی جنوب ، پس از چند روز سعی و تلاش خیلی خسته می‌شوند ، ولی حتی یک شهید هم پیدا نمی‌کنند. سپس با خلوص نیت به حضرت زهرا (س) متوسل می‌شوند و سینه می‌زنند . فردای همان شب ، دوباره به جست ‌وجو ادامه می‌دهند ، ولی باز هم چیزی نمی‌یابند.

در موقع استراحت ، بچه‌ها متوجه ماری می‌شوند که در یک نقطه‌ای ، مثل این‌که آن‌جا را طواف می‌کند و بچه‌ها به‌طرف این مار حرکت می‌کنند ، مار در آن محل به داخل سوراخی می‌خزد . وقتی بچه‌ها سر این سوراخ را باز می‌کنند ، پیکر شهیدی نمایان می‌شود .

نگو که این مار ، یک مأمور الهی بوده است ، برای کشف این محل . بعد هم نشانه‌ی یک شهید دیگر پیدا می‌شود و بعد هم ... بدین ترتیب جنازه‌ی هفت نفر شهید در آن‌ جا پیدا می‌شود . این موفقیت نتیجه‌ی توسلات شب گذشته بود .

منبع :کتاب کرامات شهدا جلد 1 صفحه ی 122

راوی : حاج رحیم صارمی مسئول تفحص لشکر 31 عاشورا


 
مرگ آگاهی
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸   کلمات کلیدی: خاطرات شهید ،دفاع مقدس ،وصیت نامه

محمدحسین در کلاس دوم راهنمایی ، عصرها به مدرسه می‌رفت . یک‌ روز صدایش کردم تا آماده شود ، ولی جوابی نداد . فکر کردم بیرون از خانه رفته ، یک‌دفعه از پشت دیوار صدایی کرد که مرا بترساند. پرسیدم کجا بودی؟ گفت : سر قبرم نشسته بودم . فکر کردم شوخی می‌کند . گفتم : قبرت کجا بود؟ محمدحسین توضیح داد که قبر من در بهشت زهرا قطعه‌ی 24 ردیف 11 است .

من که اهل قم بودم و منزلمان در کرج واقع بود . هیچ‌گاه به بهشت زهرا نمی‌رفتم ، به همین خاطر نمی‌دانستم قطعه چه مفهومی دارد و از او خواستم تا مرا هم به آن‌جا ببرد ، ولی حسین با قاطعیت گفت :

«هنوز نوبتت نشده . بعدها این‌قدر خودت به بهشت زهرا بروی که سیر شوی».

پس از شهادت او برای دفن پیکرش به بهشت زهرا رفتم ، حرف‌های او یکی یکی در مقابل چشمانم مجسم می‌شد ، تازه مفهوم بهشت زهرا و قطعه را فهمیدم و محمدحسین همان‌طور که گفته بود در قطعه‌ی 24 ردیف 11 به خاک سپرده شد.

منبع : لحظه های آسمانی


 
با شهدا بعد از عملیات
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢   کلمات کلیدی: خاطرات شهید ،دفاع مقدس

بعد از عملیات و عادی شدن نسبی اوضاع، نوبت عقب آوردن شهدا بود که گاه به قیمت شهادت همرزم دیگری تمام می‌شد. وقت زیادی صرف می‌شد تا به بهانه‌ی خشنودی خانواده‌ی شهید و پاس داشتن حق دوستی، پیکر شهید را از معرکه‌ی نبرد خارج کنند.

ولی بعضی وقت‌ها زمانی که در جست‌وجوی اسم و آدرس،‌ جیب‌هایشان را زیر و رو می‌کردند، این عبارت را می‌دیدند: «دوست داشتم چون مادرم فاطمه (س) گمنام بمیرم و گمنام باشم. پس ای کسی که مرا می‌یابی، در همین محل به خاکم بسپار» برخی مواقع نیز امکان عقب آوردن و انتقال پیکر شهدا وجود نداشت. وقتی همرزمان بر بالین او حاضر می‌شدند، با باز کردن دکمه‌های پیراهن و برداشتن فانوسقه یا نارنجک او را از احتمال انفجارات بعدی مصون می‌ساختند ولی در همین حین چشمشان به یادداشت تبریکی به این مضمون به همراه شکلات می‌خورد: «سلام علیکم، غرض این‌که خواستم شیرینی شهادتم را خودم به همه داده باشم و شما نیز در این حلاوت با من شریک باشید».

منبع :کتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 279


 
متن پیام فرمانده کل قوا امام خامنه ای در گرامیداشت هفته دفاع مقدس
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳۱   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،امام خامنه ای ،دفاع مقدس ،بیانات

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (پنجشنبه) به منظور گرامیداشت یاد و خاطره‌ی شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و همزمان با روز تجلیل از شهدا و ایثارگران دفاع مقدس پیامی صادر فرمودند، متن پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در نخستین روز هفته‌ی دفاع مقدس که یادآور مجاهدت عمومی و با شکوه ملت ایران در برابر کید و مکر دشمنان انقلاب و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی است، نام و یاد شهیدان عالی مقام و سرافراز را گرامی میدارم و برترین درجات بهشتی را برای آنان از خداوند متعال مسألت میکنم.

همچنین سلام و احترام و ارادت قلبی خود به خاندان‌های شریف و ایثارگر آنان که با صبر و پایداری بی نظیر خود چهره‌ی ملت ایران را در تاریخ، درخشان ساختند تقدیم می‌کنم.

امروز با پیشرفت و درخشش کشور و تأثیر عمیق آن در بیداری عالم اسلام، بار دیگر ارزش مجاهدت فداکارانه‌ی شهیدان عزیز ما آشکار گشت. خدای حکیم و قدیر را سپاسگزاریم که خون شهیدان ما ضایع نگشت و این فداکاری‌ها جان تازه‌ئی به امت اسلام بخشید.

 همه باید خداوند متعال را بر الطاف آشکار و پنهانش شکر گوئیم و دوام و افزایش آن را از درگاهش مسألت کنیم و توفیق انجام وظیفه را از او بخواهیم. امید است قلب مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و روح مطهر شهیدان و امام بزرگوار از همه‌ی ما خشنود گردد.

والسلام علیکم و رحمة الله

سیّدعلی خامنه‌ای

٣١/شهریور/١٣٩٠


 
هفته دفاع مقدس گرامی باد
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳٠   کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،مرتضی آوینی

پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیقت این است که شهدا ماندند و زمان ما را با خود برده است.  

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی


 
امضایی بهشتی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٧   کلمات کلیدی: وصیت نامه ،دفاع مقدس

مادرم برای شرکت در مراسم ترحیمی که بستگان پدرم (1) برگزار کرده بودند به خوانسار رفت. آن روز در مدرسه پس از برپایی مجلس تجلیل از پدرم، برگه‌ی امتحانات ثلث دوم را دادند و گفتند: «این برگه‌ را به تأیید مادرت برسان».

همان شب در خواب دیدم که پدرم با لباس روحانی وارد منزل شد. طبق معمول بچه‌های کوچک خانه را در آغوش کشید. از او پرسیدم: «آقا جان! ناهار خورده‌اید؟» گفت: «نه نخورده‌ام.» وقتی خواستم به آشپزخانه بروم گفت: «زهرا جان آن ورقه را بده امضا کنم.» برگه را از کیفم درآوردم و به ایشان دادم. دنبال خودکاری می‌گشتم و فقط خودکار قرمز رنگ پیدا می‌کردم، ولی پدرم اصلاً با خودکار قرمز نمی‌نوشت.

ایشان خودکار را گرفت و در حاشیه‌ی برگه نوشت: «اینجانب رضایت دارم» و کنار آن را امضا کرد. با سینی غذا از آشپزخانه بازگشتم. پدرم نبود. با عجله به حیاط رفتم، دیدم مثل همیشه باغچه را بیل می‌زند و گفت: «عید نزدیک است و باید سر و سامانی به این باغچه بدهم.» و دیگر ایشان را ندیدم.

صبح روز بعد، هنگام رفتن به مدرسه وسایل کیفم را مرتب کردم، با کنجکاوی به برگه نگاه کرده،‌ دیدم با خودکار قرمز به خط پدرم جمله‌ی «اینجانب رضایت دارم.» نوشته شده است و زیر آن هم امضای همیشگی پدرم می‌باشد. (2)

1-شهید حجت الاسلام سید مجتبی صالحی خوانساری در سال 1323 متولد و در تاریخ 29/11/1362 به دست عوامل ضد انقلاب در جوانرود کردستان به شهادت رسید و در گلزار شهدای قم، در قطعه‌ی چهارم ردیف 5 به خاک سپرده شد.

2- این برگه در حال حاضر در موزه‌ی گنجینه‌ی شهدای تهران موجود می‌باشد.

منبع :کتاب لحظه های آسمانی   -  صفحه: 7

راوی : سیده زهرا صالحی خوانساری _ فرزند شهید


 
وادی رحمت
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠   کلمات کلیدی: وادی رحمت ،خاطرات شهید ،دفاع مقدس

3 روز مانده به چهلم علی، وصیت‌نامه‌اش به دستم رسید. وصیت‌نامه را باز کردم. علی نوشته بود: «پدر جان من دوست دارم که در وادی رحمت در کنار سایر دوستانم به خاک سپرده شوم».
اما وصیت‌نامه دیر به دست ما رسید و ما علی را در قبرستان ستارخان دفن کردیم. احساس ملامت می‌کردیم. به هر کجا سرزدم تا اجازه‌ی انتقال جنازه‌اش را بگیرم، موفق نشدم. از امام اجازه‌ی نبش قبر خواستیم، اما اجازه ندادند، ناچار گذاشتیم جنازه در همان قبرستان ستارخان بماند، اما هر وقت علی را در خواب می‌دیدم، می‌گفت: «هرچه احسان دارید، به وادی رحمت بیاورید. من در آن‌جا کنار دوستانم هستم و فقط به خاطر شما به قبرستان ستارخان می‌آیم.»
این شد که پنج‌شنبه‌ها به وادی رحمت می‌رفتم و بعدازظهرها به ستارخان. تا این‌که 13 سال بعد از طرف شهرداری خبر آوردند که گورستان جاده‌کشی می‌شود، باید اجساد و اموات انتقال پیدا کنند. درست در سالگرد شهادت علی برای انتقال جنازه‌ی او به قبرستان ستارخان رفتیم. بر سر مزار حاضر شدیم و خاک آن را برداشتیم. به سنگ‌ها که رسیدیم، خودم خواستم که روی سنگ‌ها را جارو کنم تا خاک به استخوان‌ها و روی جنازه نریزد.
سنگ اول را که برداشتم، بوی عطر شهید بیرون زد که بچه‌ها به من گفتند: «حاجی گلاب ریختی؟» گفتم: «نه، مثل این‌که این بو از قبر می‌آید،» عطر جنازه همه‌‌جا را گرفت. سنگ‌ها را که برداشتم نایلون را بلند کردم، دیدم سنگین است. آن را بغل کردم، دیدم که سالم است. صورتش را داخل قبر زیارت کردم. مثل این بود که خوابیده است و همین شامگاه او را دفن کرده‌ایم.
با دیدن این صحنه یک حالت عجیبی به من دست داد، قسمت سبیل‌هایش عرق کرده و سالم بوده و در همان حال مانده بود. موهای صورتش و سبیل‌هایش هنوز تازه بود. موها و پلک‌ها همه سالم بودند. مثل این بود که در عالم خواب است. دستم را که انداختم به نایلون پایینی، چند تا از انگشت‌هایم خونی شد، مادر علی هم اصرار کرد که او را زیارت کند؛ وقتی خواستیم پیکر شهید را لای پارچه‌ای بپیچیم، مادر علی گفت: «بگذارید صورتش را ببوسم، من هنوز صورتش را ندیده‌ام.» یعقوب پسرم گفت: «کمی آرام باش مادر!» خواستم که نایلون روی صورتش را باز کنم که در وادی رحمت مانده بود، دستم خونی شد. پسرم سال‌ها در انتظار ملحق شدن به دوستانش در وادی رحمت مانده بود.

منبع :کتاب کرامات شهدا جلد 1 صفحه ی 27 و 28
راوی : پدر و مادر شهید علی ذاکری


 
اولین‏های دفاع مقدس
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸   کلمات کلیدی: اولین‏های دفاع مقدس ،دفاع مقدس

اوّلین کاربرد واژه دفاع مقدس

اوّلین بار که امام خمینی (رحمت الله علیه) واژه دفاع مقدس را به کار بردند، در 22 بهمن سال 1360، مصادف با شانزدهم ربیع الثانی 1402 ق، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود که در بخشی از سخنان خود فرمودند:
چنانچه این جانب و مسؤولین جمهوری اسلامی مکرراً اعلام نموده‏ایم، ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران تسلیم احکام مقدس قرآن و اسلام اند؛ و به حکم قرآن مجید خود را برادر ایمانی تمام ملت‏های اسلامی و کشورهای مختلف از حیث فرهنگ و جغرافیا می‏دانند؛ و صلح جویی و زندگانی مسالمت‏آمیز را با تمام دولت‏ها و ملت‏ها طالب می‏باشند و تا دولتی به حریم کشور آنان تجاوز نکند و متعهد به احکام اسلام باشد، آن را برادر خود می‏دانند؛ و از همه کشورها و ملت‏ها می‏خواهند که با هم متعهد و یک صدا در مقابل تجاوزگران، هر کس باشد، قیام کنند و خود را از چنگ جهانخواران نجات دهند؛ و نیز به حکم اسلام از تجاوز به حقوق و حدود خود دفاع کرده و تجاوزگر را تأدیب نمایند و در این صورت است که هیچ قدرتی به فضل خداوند متعال نمی‏تواند آنان را از این دفاع مقدس باز دارد و به دولت‏ها نصیحت می‏کنم که دست از کینه توزی و زورآزمایی بردارند و با دولت و ملت ایران دست برادری دهند تا اسرائیل غاصب را از کشورهای اسلامی و زمین‏های مغصوب بیرون رانند و نژادپرستی و زبان سالاری را، که در اسلام محکوم و مردود است، کنار زنند، تا سعادت دین را در آغوش گیرند و هیچ قدرتی نتواند با آنان مقابله کند.

اولین شهر قربانی سلاح‏های شیمیایی در جهان

پس از جنگ جهانی اول، وسیع‏ترین حملات شیمیایی در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران روی داد. عوامل شیمیایی که با وسایل و اشکال گوناگون از جمله بمب، موشک، راکت، توپخانه، مین و... مورد استفاده قرار می‏گیرند، جهت ناتوان کردن یا از پای درآوردن نیروهای نظامی در جنگ‏ها به کار می‏رود. اما رژیم بعثی عراق از این سلاح‏ها به طور گسترده در مناطق مسکونی کشورمان استفاده کرد.
عراق که در پی تهاجم خود به سرزمین مقدس جمهوری اسلامی ایران شکست‏هایی را در برخی مناطق کشورمان متحمل شده بود، از رویارویی با رزمندگان اسلام در مناطق نبرد ناتوان بود، برای جبران ناکامی خود اقدام به استفاده از سلاح‏های شیمیایی نمود، به طوری که اولین استفاده ثبت شده 23 دی ماه 1359، در منطقه بین «هلاله» و «نی خزر» در پنجاه کیلومتری غرب ایلام، اعلام گردیده است. حملات شیمیایی عراق به مناطق نبرد محدود نشد، و مناطق مسکونی کشورمان به طور پراکنده مورد تهاجم دشمن قرار می‏گرفت. گسترده‏ترین حمله ناجوانمردانه عراق به مناطق مسکونی در حدود ساعت شانزده روز هفتم تیرماه سال 1366، در شهر سردشت (در استان آذربایجان غربی)، انجام شد که در این حمله بیش از هشت هزار نفر از جمعیت غیر نظامی دوازده هزار نفری سردشت شامل کودک، زن، مرد، پیر و جوان مجروح شدند، حدود 1500 نفر از این مصدومین برای معالجه در بیمارستان‏ها بستری شدند و 110 نفر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
در طول هشت سال دفاع مقدس، بنا بر آمار موجود، رژیم عراق 242 حمله شیمیایی به مناطق کشورمان داشته است و در حال حاضر، بیش از یک صد هزار مجروح شیمیایی وجود دارد. این ارقام کم و بیش به تأیید مقامات و سازمان‏های بین‏المللی رسیده است. به گفته رئیس سازمان بین المللی استکهلم (معروف به یسپری) جنگ عراق علیه ایران چهل و پنج هزار مصدوم و پنج هزار شهید شیمیایی بر جای گذاشته است. همچنین به تأیید دبیر کل سازمان منع سلاح‏های شیمیایی، هنوز سی هزار نفر از سلاح شیمیایی در ایران رنج می‏برند.
بنابر آنچه بیان شد، جمهوری اسلامی ایران بزرگ‏ترین قربانی تروریسم و سلاح‏های شیمیایی در جهان است و این در حالی است که توسط مسؤولان آمریکایی و رژیم صهیونیستی که خود بزرگ‏ترین تولید کننده مواد و صادر کننده تجهیزات پیشرفته استفاده از این سلاح‏ها هستند و در طول جنگ هشت ساله، بیش‏ترین حمایت مادی و معنوی از عراق را در کاربرد این جنگ افزارهای مخرب نموده‏اند و با نفوذ خود در سازمان ملل و شورای امنیت از محکوم نمودن عراق در استفاده از این سلاح‏ها خودداری کرده‏اند و به جمهوری اسلامی ایران اتهام تلاش برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی وارد می‏سازند. در حالی که ایران عضو تمام معاهدات بین المللی سلاح‏های شیمیایی است.

اوّلین عملیات با نام یکی از آیات قرآنی

عملیات «والفجر» اوّلین عملیات رزمندگان اسلام بود که با نام اوّلین آیه سوره والفجر «وَالفَجر وَ لَیالٍ عَشرٍ وَ الشَّفَعِ وَ الوَتْر»، در منطقه فکه، به مرحله اجرا درآمد. منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی، از شمال به «میشداق» و «برقازه» و از جنوب به «هور الهویزه»، از شرق به «چزابه» و شهر «بستان» و از غرب به شهر «العماره» عراق و رودخانه دجله منتهی می‏شد.
عملیات والفجر مقدماتی، در هیجدهم بهمن ماه سال 1361، با رمز مقدس یا «اللّه‏، یا اللّه‏، یا اللّه‏»، در منطقه فکه، آغاز شد.


 
چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس می نامیم؟
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢   کلمات کلیدی: چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس می نامیم؟ ،دفاع مقدس

 

اساساً هرکشوری پایان جنگ ویا هر بحرانی را گرامی می دارد. مگر در پایان هشت سال دفاع مقدس ما پیروز مطلق میدان نبرد نبوده ایم؟ که شروع جنگ که از تلخ ترین روزهای دفاع مقدس است را گرامی می داریم. در این مقاله ما سعی می کنیم که به این مساله بپردازیم که چرا هفته اول جنگ به نام دفاع مقدس نام گذاری شده است؟
و با تاکید بر این که بیش از نیمی از جمعیت کشور را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند. و با توجه به اهمیتی که دوران دفاع مقدس در تاریخ معاصر ایران داردکه همواره در پی بروز هر جنگی، شاهد جدایی بخش هایی از این سرزمین پهناور به دست بیگانگان بوده است.

به گونه ای که می توان گفت در دویست سال گذشته، یعنی از زمان «فتحعلی شاه قاجار» به بعد، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شده است. اما علی رغم پشتیبانی قدرت های بزرگ از عراق، روند مذکور در جنگ ایران و عراق ادامه پیدا نکرد و سرفصل جدیدی از تاریخ ایران را در صفحات تاریخی به ثبت رساند. در این جنگ نه تنها یک وجب از خاک ایران در دست نیروهای عراقی باقی نماند، بلکه عراق به عنوان کشور متجاوز به نظام بین الملل معرفی شد.

پس چرا؟

بسیاری از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب کمترین توجه را به آن دارند و کمترین خاطره های آن دوران مهم را با خود ندارند. با توجه به این که هنوز نسلی که مستقیم در دفاع مقدس حضور داشته است زنده و گواه تاریخی این واقعه عظیم است.(رزمندگان،آزدگان،جانبازان وخانواده معظم شهدا)

مقاله حاضر به چهار بخش تقسیم گردیده است: ابتدا وضعیت ایران قبل از جنگ ، در بخش دوم وضعیت ایران در شروع جنگ و بخش سوم پایان جنگ و بخش چهارم بعد از جنگ.

بخش اول : وضعیت ایران قبل از شروع جنگ

انقلاب اسلامی که ازجهات متعدد با سایر انقلاب ها متفاوت بود. ودرتعارض مستقیم با قدرتهای سلطه گر قرارداشت. و همین تفاوت وتعارض باعث شده بود که غیر پیش بینی باشد. وهمین موضوع موجب نگرانی قدرتهای بزرگ شده بود.لذا ازهمان ابتد با مقابله ی همه جانبه وجدی انان مواجه شد.وقدرتهای بزرگ برای اینکه کشورهای منطقه را همراه خودکنند.صدور اندیشه های انقلاب اسلامی برای کشورهای منطقه را خطرناک عنوان می کردند .ومدعی این بودند انقلاب اسلامی درصدد سرنگونی حکومتهای آنان است.

امام خمینی قدس سره درتشریح صدور انقلاب می فرماید « این معنی غلط را از صدور انقلاب برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ما همة کشورهای مسلمین را از خودمان می‌دانیم. همة کشورها باید در محل خودشان باشند… معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و تحت سلطه‌ای که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌کنند، نجات دهند… ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد، این بیداری و اینکه خودشان را از ابرقدرتها فاصله دادند و دست آنها را از مخازن خود کوتاه کردند، این در همه ملتها و در همة دولت‌ها واقع بشود، آرزوی ما این است
دراین دوره کشوربا بحران و چالشهای فراوانی روبرور بود. از لحاظ سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی. که این فشارها عمدتاٌ ازسوی قدرت های بزرگ و کشورهای منطقه ای به ایران تحمیل می شد. تاشاید بتوانند ایران را به پای میز مذکره بکشانند.

در درون ایران گروه های سیاسی اعم از منافقین ، ملی مذهبی ها ، لیبرال ها و جریان های سیاسی دیگر که فکر می کردند بدون حمایت قدرتهای بزرگ نمی شود.کشور را اداره کرد.با ایجاد غائله گنبد ، کردستان ، ترور شخصیت ها و آدم های موثر انقلاب اسلامی با تلاش در حذف نیروهای انقلابی و وفادار به حضرت امام خمینی (ره) خواهان بدست گرفتن حکومت و جدائی دین از سیاست بودند. در حالی که حضرت امام خمینی (ره)تاکید بر پیوستگی دین وسیاست داشت.چرا که اندیشه دینی باعث استقلاق وعزت بود.درحالی که جدایی دین ازسیاست باعث همان وابستگی ها دوران طاغوت می شد. که تمامی این جریانها وابسته به حمایتهای قدرتهای سلطه گر بود.اتقافات دیگری هم دراین دوره رخ می دهد. تلاش برای کودتا توسط عوامل نظامی وابسته به خارج «کودتای نوژه» ،عملیات مستقیم نظامی (حمله به طبس) توسط آمریکا صورت گرفت.

بقیه در ادامه مطلب


 
هفته دفاع مقدس
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳۱   کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،جبهه و جنگ

آغاز هفتهٔ دفاع مقدس بر رزمندگان سلحشور و

لبیک‌گویان به ندای ولایت، مبارک باد.


 
دفاع مقدس از منظر مقام معظم رهبری
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٩   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،خامنه ای ،دفاع مقدس ،جبهه و جنگ

*این جنگ [جنگ هشت ساله‏]، مظهر و تجلى همه‏ى روحیات خوب و سازنده‏‌اى است که یک ملت و یک کشور را مى‏تواند به تعالى حقیقى برساند.

* ما در جنگ نظامى توانستیم خودمان را پیروز کنیم؛ به کمک چه چیزى؟ به کمک باور و ایمان و اتّکاى به نفس و وحدت و امید به آینده و روشن‌بودن هدف‌ها و تکیه به نیروهاى ذاتى خویش و تکیه به اسلام.

*حماسه‏ى ملت ایران در دفاع مقدس، نمایش‌گر قله‏ى ظرفیت‌هاى انسانى مردم این سرزمین خدایى است.

* جنگ ایران و عراق یک جنگ معمولى نبود، جنگ دو ارتش یا دو کشور با هم نبود؛ جنگ یک کشور در مقابل عمده قواى نظامى و پشتیبانی‌هاى نظامى جهان بود. تمام قدرت نظامى و سیاسى امریکا پشت سرِ رژیم بعثى عراق ایستاد.

* این جنگ [جنگ هشت ساله‏] حقیقتاً یک گنجِ تمام‌نشدنى است.

* جنگ، حقیقتاً  کوره‏اى بود که جوانان و بقیه مردم را آب ‌دیده کرد.

* این جنگ هشت ساله و این دفاع مقدّس، از بزرگ‌ترین افتخارات ملت ایران بود.

*اگر ملت ایران هشت سال جنگ تحمیلى را نمى‏داشت، البته خیلى از ویرانی‌ها را، خیلى از فقدان‌ها را، خیلى از خسارت‌ها را نمى‏داشت؛ اما این اعتماد به نفس را هم نمى‏داشت؛ این قدرت علمى، نظامى و پیشرفت صنعتى را هم نمى‏داشت؛ این عزّتى را هم که در مقابل چشم جهانیان به دست آورده است، نمى‏داشت؛ این حالت یأس و ناامیدى از تسلّط بر این ملت هم در دل دشمنان بزرگ او به وجود نمى‏آمد.

* مقاومت بى‌نظیر مردم سلحشور ما در دفاع مقدس و دفع متجاوز در طول قریب به هشت سال، این ستم بزرگ را در رده ناموفق‌ترین تجربه‌ى استعمار در تاریخ معاصر ثبت نموده است.

* در همه مراحل این جنگ، چه در عملیات نظامى جبهه، چه در عملیات نظامى بیرون از جبهه، چه در برخورد با اسرا، چه در تبلیغات - در همه مراحل - ارزشها و اخلاق انسانى رعایت شد. کار بى‏اخلاق و کار ضدّ ارزش و ضدّ بشر، از این ملت ایران صادر نشد.

* هفته‌ى جنگ هفته‌ى افتخار است، هفته‌ى مقدس است، در حقیقت جشن است، عید است و یک بزرگداشتى[ است] از روحیه‌ى مردم، ایثار مردم و مقاومت مقدس و دفاع مقدس[ مردم].

* حماسه‏ ملت ایران در دفاع مقدس، نمایش‌گر قله ظرفیت‌هاى انسانى مردم این سرزمین خدایى است
* فداکاری‌ها‌ى هشت سال دفاع مقدس‏ توانست یک نظام الهى و معنوى و متّکى بر تفکّر و اندیشه درست و برخاسته از ایمان را تحکیم کند.

* این تجربه‏ى درس‏آموز [دفاع مقدس‏]، سرمشق همیشگى ملت بزرگ ایران و الگوى موفقى در برابر چشم همه‏ى ملت‌هاى مسلمان است.

* این جنگ آن‏قدر حرف گفتنى دارد که اگر دهها سال هنرمندان ما و افراد خوش‌ذوق و با ابتکار بنشینند و در جزء جزء آن کار کنند، باز هم حرف‌هاى گفتنى خواهند داشت.

*ما جنگِ با این عظمت و پُر از حماسه و حقیقتاً پُر از جلوه‏هاى زیبا و بى‏نظیر داشته‏ایم؛ نسل جدید هم از آن خبر ندارد؛ باید این‌ها احیاء، بازیابى و بازسازى شود و در معرض دید قرار گیرد.

* جوهر انقلاب و ایمان در این میدان خطر، [میدان جنگ 8 ساله ]خود را در اراده و عمل و قدرت مدیریّت انسانها نشان داد.

* جنگ تحمیلى هشت ساله ما، داستان عبرت‏آموز عجیبى است.

* جنگ هشت ساله، جنگ دو کشور و دو ارتش نبود؛ جنگِ یک ائتلاف نانوشته جهانى علیه ملتى که تصمیم داشتند حدّاکثر فشار ممکن را از لحاظ نظامى و اقتصادى و غیره بر او وارد بیاورند بود، تا از راهى که در پیش گرفته بود برگردد؛ ولى نتوانستند.

*شروع جنگ یعنى شروع افتخارات این ملت، شروع تهاجم دشمن یعنى شروع دفاع مقدس ما، شروع شعله‌ور شدن آتش خیانت استکبار یعنى شروع بروز شجاعت همه‌ى قشرهاى ملت براى ایستادگى در مقابل استکبار، پس این افتخار دارد.

* هفته‌ى جنگ در حقیقت هفته‌ى ایثار است، هفته‌ى فداکارى است، هفته‌اى است که در آن بزرگ‌ترین آزمایش فداکارانه‌ى ملت ما شکل گرفته است.

*روزهاى آخر شهریور و اول مهر ماه همه ساله یادآور یکى از تجربه‌هاى بزرگ و بسیار پرارزش تاریخ ملت ماست. من به جاى این‌که سالگرد آخر شهریور را سالگرد جنگ به حساب بیاورم، مایلم آن را سالگرد مقاومت دلیرانه‌ى مردممان که از روى کمال آگاهى و ایمان و شهامت انجام گرفته بنامم.

* تلاش خستگى‌ناپذیر 8 ساله، افتخارى است که امروز نیروهاى مسلح و ملت ما مى‌توانند آن را در سوابق درخشان خود جاى دهند.

*هفته دفاع مقدس یادآور حادثه‌اى عظیم و به بار نشستن نتایجى عظیم‌تر در سیر انقلاب ملت ماست و هیچ گاه از ذهن ملت محو نخواهد شد.

*ملت رشید ایران به دفع تجاوز بر خاست و با دفاع مقدس از کیان اسلام و میهن اسلامی، سیلی محکم بر دشمنان نواخت.

* ملت ما ملتی بسیار نیرومند و دارای قدرت تمام نشدنی برای دفاع از خود است.

* ما جنگ طلب نیستیم، ما در فکر دفاعیم ، ما زنده و هوشیاریم.

* این ملت سرباز اسلام است.

* هشت سال جنگ باید تاریخ ما را تغذیه کند.

* شهیدان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ، از جمله عزیزترین شهدای طول تاریخ اند. چرا؟ چون در این زمان اسلام از همیشه غریب تر شد.

* جوانان ما همان شور و هیجان ، همان ایمان و همان آمادگی ای که چشم دنیا را در دوران جنگ تحمیلی خیره کرد امروز هم دارند.

* کسانی که در دوران مقد س ، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت می کردند، منتظران حقیقی بودند.

* پیشرفت علمی کشور – که امروز شما می شنوید- در دوران دفاع مقدس گذاشته شده.

* اگر این ملت در دفاع مقدس پیروز نمی شد، ایران تا قرنها ممکن بود روی خوشبختی را نبیند.

*ملت ایران به برکت اسلام توانستند در طول جنگ تحمیلی، در همه شهرها و استانها شگفتی بیافرینند.


 
لحظه ی شهادت
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٩   کلمات کلیدی: شهید ،دفاع مقدس

وقتی جنازه‌ی فرشاد مرعشی‌زاده پس از 38 روز از منطقه‌ی عملیاتی بستان توسط رزمندگان به پشت جبهه آورده شد ، مادرش بر بالینش حاضر گردید و با دیدن صحنه‌ی اصابت 2 گلوله به گلوی فرزندش غصه‌ای جانکاه وجودش را فرا گرفت .
روزها گذشت و او با قاب عکس فرشاد درد دل می‌کرد که چه‌طور تحمل آوردی 2 گلوله به گلوی تو زخم وارد کرد و شهید شدی .
یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان قبل از اذان صبح خواب دیدم فرشاد به خانه‌ی قدیمی‌مان در شوشتر آمد و با او روبوسی کردم و ذوق‌زده گفتم : مادرجان همه‌ی فامیل این‌جا هستند ، صبر کن یا الله بگویم آن‌ها هم تو را ببینند. وقتی برگشتم او نبود . با نگرانی و حسرت چندبار دور خودم چرخیدم ، ولی او نبود . لحظه‌ای بعد یک‌دفعه جلویم ظاهر شد. پرسیدم: کجا رفتی؟ گفت : مادر دیدی چه‌طور در یک لحظه غیب شدم که مرا ندیدی؟ هنگام شهادت هم همین‌طور بود در یک لحظه‌ی کوتاه تیر به من خورد و اصلاً رنجی احساس نکردم و شهید شدم .
پس از آن خواب ، دیگر مرهمی بر زخم دل مادر نهاده بودند و او با آرامشی خاص چشم در چشمان قاب گرفته‌ی فرشاد می‌دوخت .

منبع :کتاب لحظه ‌های آسمانی
راوی : مادر شهید


 
از خاطرات مقام معظم رهبری در دوران هشت ساله دفاع مقدس
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٥   کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری ،دفاع مقدس

پیشتازان شهادت
بچه‌های شهید چمران در ستاد جنگ های نامنظم جمع ‌می شدند و هر شب عملیات می‌رفتند و بنده را هم گاهی با خودشان می‌بردند. یک شب دیدم، افسری با من کار دارد؛ به نظرم سرهنگ 2 یا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشکر 92 بود لذا به اینها نزدیک بودیم. آن افسر پیش من آمد و گفت: من با شما یک کار خصوصی دارم من فکر کردم مثلا می‌خواهد درخواست مرخصی بدهد یک خرده لجم گرفت که حالا در این حیص و بیص چه وقت مرخصی رفتن است. اما دیدم با حالت گریه آمد و گفت: شبها که این بچه‌ها به عملیات می‌روند اگر می شود من را هم با خودشان ببرند(!) بچه ها شبها با مرحوم شهید چمران به قول خودشان به شکار تانک می‌رفتند و این سرهنگ آمده بود، التماس می کرد که من را هم ببرید! چنین منظره ها و جلوه‌هایی را انسان مشاهده می کرد این نشان دهنده آن ظرفیت معنوی است. بچه‌های بسیجی و بچه های سپاه و داوطلبان جبهه و آدم هایی از قبیل شهید چمران که جای خود دارند این یک بعد از ظرفیت این ملت عظیم است.

(بیانات در دیدار جمعی از پیشکسوتان جهاد و شهادت و خاطره گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت 31/6/84)


 
عطر یاران
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۱   کلمات کلیدی: عطر یاران ،دفاع مقدس ،شعر جنگ

قربون لطف و صفاتون شهدا

دل ما تنگه براتون شهدا

قربون عهد وفاتون شهدا

سر و جون ما فداتون شهدا

چقدر شلمچتون صفا داره

بوی عطر خاک کربلا داره

هر دلی که عشق کربلا داره

آرزوی دیدن شما داره

ای شلمچه ای بهشت شهدا

ا ی زمین لاله گون و با صفا

خاک تو بوی خوش وفا می ده

بوی مظلومی لاله ها می ده

ای بهشت لاله های فاطمه(س)

سرنوشت لاله های فاطمه(س)

عشقتون سرشته بند با گل ما

نمی ره یاد شما از دل ما

عاشقان با وفا جاتون خالی

شهدا آی شهدا جاتون خالی